السيد الخميني
23
سر الصلوة (معراج السالكين وصلوة العارفين) (فارسى)
جميع اسما است ، و به طريق كلى مظهر هزار اسم است ؛ و به اعتبار مظهريت هر يك ، جمعاً و تفريقاً ، و در مراتب جمع ، به همان ترتيب كه ذكر شد ، تجلّيات مختلف شود ؛ و اين عدد را بايد گفت از حوصلهء احصاء خارج است : وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها . « 1 » و آن حديثى كه از حضرت امير المؤمنين منقول است كه فرمود : « رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله در وقت رحلت ، به من هزار باب از علم مفتوح فرمود كه از هر بابى هزار باب مفتوح شد » « 2 » شايد اشارهاى به فتح تجلّيات فرقى باشد . و پس از تجلّيات اسمائيه ، نمونهء تجلّيات ذاتيه كه آخر مرتبهء حضور قلب در معبود است ، حاصل شود ؛ و از براى آن نيز مراتبى است ؛ و ما چون از اكثر مراتب حضور قلب محجوبيم ، از اين جهت به ذكر اجمالى اكتفا كرديم ؛ و بهتر آن است كه به مراتب اوليهء حضور قلب بپردازيم و از تذكر آن شايد نتيجهء مطلوبه بگيريم . فصل پنجم [ در كيفيّت حصول حضور قلب ] پس از آنكه مراتب حضور قلب معلوم شد ، بهتر و مهمتر آن است كه انسان در صدد معالجهء نفس برآيد ، و همت بگمارد كه اگر دستش از همهء مراتب آن كوتاه است ، لا اقل بعض مراتب آن را كه با كمتر از آن ، عبادات از درجهء اعتبار ساقط و مورد قبول درگاه مقدس نيست ، تحصيل كند . بايد دانست كه منشأ حضور قلب در عملى از اعمال ، و علت و سبب اقبال و توجه نفس به آن ، آن است كه قلب آن عمل را با عظمت تلقى كند و از
--> ( 1 ) - « اگر نعمتهاى خدا را بشماريد شمارش آن نتوانيد كرد . » ( نحل / 18 و ابراهيم / 34 ) ( 2 ) - خصال ، ج 2 ، ص 642 ، حديث 21 تا 53 . بحار الأنوار ، ج 22 ، ص 463 ، « تاريخ نبيّنا » ، « ابواب ما يتعلّق بارتحاله . . . » ، باب 1 ، حديث 14 .